ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
626
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و اصول در نزد شيخ محمد تقى صاحب حاشيه و سيد حجة الاسلام و حاجى كرباسى درس خوانده ، سپس به زيارت حضرت امام رضا عليه السلام در خراسان و بعد از آن به زيارت ائمهء عراق ( صلوات اللّه عليهم ) شتافته ، و چندى در آن اراضى مقدسه توقف نموده ، و در نجف در نزد صاحب جواهر و در كربلا در نزد حاجى سيد كاظم رشتى و ميرزا علينقى طباطبائى درس خوانده ، چنان كه در بعضى از تأليفات خود تعبير از اولين بشيخ استاد و سيد استاد نموده ، و دويم و سيم را در اجازهاى كه براى ميرزا محمد همدانى در سنه 1283 نوشته ذكر كرده ، و از اينكه در كتاب « معيار الفكر و الخيال » نقل قولى از شيخ انصارى نموده احتمال مىرود كه نزد او هم درس خوانده باشد . بعد از تكميل تحصيل باصفهان بازگشت و آنجا را مسكن خود قرار داد و مرجعيتى تمام بهم رسانيد ، و با اين مراتب علميه ، مرحوم آقاى شريعت اصفهانى ( كه او را درك بلكه استفاده هم از او نموده بوده ) مىفرموده : وى بزرگوارى با حسن سيرت و صفاء سريرت و نقاوت طويت و خلوص نيت بوده و در نزد خواص و عوام وجاهتى تمام داشته ، انتهى . آنگاه باقتضاء بعضى از امور در سنه 1271 رخت از اصفهان بربست و بحائر طاهر نشست و هماره در آن مكان شريف بتدريس و تأليف تا آخر عمر مشغول بود . و اينك صورت بعضى از تأليفات او به ترتيب حروف اوائل آنها : اول « اجوبهء مسائل » در روزه و زكات و غير آنها به فارسى و عربى . دويم « الاربعين » در أخبار اصول دين با شرح و تبيين كه شرح چهل حديث مشكل در توحيد و نبوت و معاد است ، انجام تأليف آن سنه 1283 . سيم « التعادل و التراجيح » چنان كه در « الذريعة 4 : 203 به شماره 1009 » ذكر كرده ، آنگاه فرموده كه وى خود در آخر « نهاية الآمال » نوشته كه من آن را جزئى از « المقاصد العلية » قرار دادهام ، انتهى ، و المقاصد العلية كتابى ديگر از او است كه اينك بيايد . چهارم « تعليقه بر حواشى ملا ميرزاى شروانى بر معالم » . پنجم « تعليقه بر نجاة العباد » . ششم « تفسير آيت فكان قاب قوسين أو أدنى » كه آيهء 9 سورهء النجم است . هفتم « تلخيص تحفة الابرار » استادش سيد حجة الاسلام كه رسالهئى فارسى در نماز براى مقلدين است ، و خود شرحى بر آن بنام كاشف الاسرار نوشته كه عنقريب بيايد .